دلسپرده

کاسه صبر موجود است ...شیکّ و نشکن

دلسپرده

کاسه صبر موجود است ...شیکّ و نشکن

دلسپرده

کسی که بی قرار شود و عاشق خدا شود خدا برای خودش انتخاب می کند و پر...

کلمات کلیدی

دست‌ طمع چو پیش کسان میکنی دراز 


پل بسته‌ ای که بگذری از آبروی خویش



"نظیری نیشابوری"

  • دلسپرده


نوشتم اول خط بسمه‌تعالی سر


بلندمرتبه پیکر، بلندبالا سر

فقط به تربت اعلات سجده خواهم کرد

که بنده ی تو نخواهد گذاشت هرجا سر

قسم به معنی «لا یمکن الفرار از عشق»

که پر شده است جهان از حسین سرتاسر

نگاه کن به زمین! ما رایت الا تن

به آسمان بنگر! ما رایت الا سر

سری که گفت من از اشتیاق لبریزم

به سرسرای خداوند می‌روم با سر

هرآنچه رنگ تعلق، مباد بر بدنم

مباد جامه، مبادا کفن، مبادا سر

همان سری که یَُحّب الجمال محوش بود

جمیل بود جمیلا بدن جمیلا سر

سری که با خودش آورد بهترین‌ها را

که یک به یک همه بودند سروران را سر

زهیر گفت حسینا! بخواه از ما جا

حبیب گفت حبیبا! بگیر از ما سر

سپس به معرکه عبّاس «اجننی» گویان

درید پیرهن از شوق و زد به صحرا سر

بنازم ام وهب را به پاره ی تن گفت:

برو به معرکه با سر ولی میا با سر

خوشا به حال غلامش، به آرزوش رسید

گذاشت لحظه ی آخر به پای مولا سر

در این قصیده ولی آنکه حسن مطلع شد

همان سری است که برده برای لیلا سر

سری  که احمد و محمود بود سر تا پا

همان سری که خداوند بود پا تا سر

پسر به کوری چشمان فتنه کاری کرد

پر از علی شود آغوش دشت، سرتاسر

امام غرق به خون بود و زیر لب می‌گفت:

به پیشگاه تو آورده‌ام خدایا سر


میان خاک کلام خدا مقطعه شد

میان خاک الف لام میم طاها سر

حروف اطهر قرآن و نعل تازه ی اسب

چه خوب شد که نبوده است بر بدن‌ها سر

تنش به معرکه سرگرم فضل و بخشش بود

به هر که هرچه دلش خواست داد، حتی سر

نبرد تن به تن آفتاب و پیکر او

ادامه داشت ادامه سه روز ...اما سر -

جدا شده است و سر از نیزه‌ها درآورده است

جدا شده است و نیفتاده است از پا سر

صدای آیه ی کهف الرقیم می‌آید

بخوان! بخوان و مرا زنده کن مسیحا سر

بسوزد آن همه مسجد، بمیرد آن اسلام

که آفتاب درآورد از کلیسا سر

چه قدر زخم که با یک نسیم وا می‌شد

نسیم آمد و بر نیزه شد شکوفا سر

عقیله غصه و درد و گلایه را به که گفت

به چوب، چوب‌ محمل؛ نه با زبان، با سر

دلم هوای حرم کرده است می‌دانی

دلم هوای دو رکعت نماز بالا سر

 
*سید حمید رضا برقعی*

  • دلسپرده

شده کارم پیاپی و مادام

 ذکر یاذالجلال والاکرام

طلب عفو دارم این ایام

 مِن جمیع الذنوبِ والآثام

یا من أرجوه ، عشق حیدر را 

واصرف از اعتقاد من شر را

 أعطنی کلَّ خیر ، کوثر را

أعطنی جرعه جرعه ساقی ! جام

گر غریبم گر آشنا هستم

 گر اسیرم اگر گدا هستم

از یتیمان مرتضی هستم

کیست غیر از علی ابوالایتام

بت اگر چوب با تبر بهتر

ضربه را گاه بیشتر بهتر

بت شکن حیدر است اگر بهتر

بشکند از سر قریش اصنام

بی علی در گلو فغانی نیست

 در گلوی مناره جانی نیست

 بی علی هیچ جا اذانی نیست

 گر صداها رها شود بر بام

أشهدُ أنَّ از علی دینم

چون علی دیده ام خدابینم

أشهدُ أنَّ حیدر آیینم

 أشهدُ أنَّ مرتضی اسلام

در جزا بی علی عبوری نیست

 بی علی شادی و سروری نیست

تا نخواهد شراب و حوری نیست

بی علی جنت است بی إِنعام

هستِ حیدر به هستِ فاطمه است

تا علی پای بست فاطمه است

نار و جنت به دست فاطمه است

 او نخواهد نمی کند اقدام


محسن ناصحی

  • دلسپرده

❣️از خیاطی پرسیدند:
زندگی یعنی چه ؟
گفت : دوختن پارگی های
روح با نخ توبه !!!

❣️از باغبانی پرسیدند :
زندگی یعنی چه ؟
گفت: کاشت بذر عشق 
در زمین دلها، زیر نور ایمان !!!

❣️از باستان شناسی پرسیدند :
زندگی یعنی چه ؟
گفت : کاویدن جانها برای 
استخراج گوهر درون !!!

❣️از آیینه فروشی پرسیدند :
زندگی یعنی چه ؟
گفت : زدودن غبار آیینه دل 
با شیشه پاک کن توکل !!!

❣️از میوه فروشی پرسیدند :
زندگی یعنی چه ؟
گفت : دست چین خوبی ها
در صندوقچه دل !!!

بهترین تعبیر زندگی را برایتان آرزو میکنم💐

  • دلسپرده



نه اینکه حرف تو باشد، نه اینکه حرف من است

حسین گفتن ما از عنایت حسن است

یکی مدینه یکی کربلا به ظاهر لیک

حکایت دو برادر، دو روح و یک بدن است

مدینه رفته که با مجتبی شود محشور

به کربلا برسد با حسین هم وطن است

نه هر که لایق خونین بدن شدن بوده است

نه هر غریب سزاوار خون جگر شدن است

که گفته صلح به معنای ترس از جنگ است

که گفته رزم توان یکی از این دو تن است

تفاوتی است میان رباب با جَعـدِه

که فرق این دو برادر زِ فرق این دو زن است

گمان کنم به دلیل همین تفاوت نیز

میان این دو برادر غریب تر حسن است

اگر غلط نکنم من به احترام حسین

به روز حشر حسن هم شهید بی کفن است

جانم‌حسن
جانم‌حسین



  • دلسپرده

داریم به سمتی میریم که ‼️

بی حیایی = مُد .. 
بی آبرویی = کلاس ..
دود = تفریح ..
رابطه با نامحرم = روشنفکری ..
گرگ بودن = رمز موفقیت ..
بی فرهنگی = فرهنگ ..
پشت کردن به ارزشها و اعتقادات = نشانه رشد و نبوغ ..
 و خوردن حق دیگران = زرنگی‌ست!

آیا میدانستید انسان اشرف مخلوقات خداست ؟

به کجا چنین شتابان ⁉️
  • دلسپرده


استادی می فرمود :

این آیه معنایش این نیست که با ذکر خدا دل آرام می گیرد 

این جمله یعنی خدا می گوید:

جوری ساخته ام تو را که جز با یاد من آرام نگیری...!!

تفاوت ظریفی است!

اگر بیقراری؛ 

اگر دلتنگی؛ 

اگر دلگیری؛

گیر کار آنجاست که هزار یاد، 

جز یاد او، در دلت جولان می‌دهد...


  • دلسپرده

اگر حق با شماست، 

به خشمگین شدن نیازی نیست؛


و اگر حق با شما نیست، هیچ حقی برای عصبانی بودن ندارید!


صبوری با خانواده #عشق است،

صبوری با دیگران #احترام است،

صبوری با خود #اعتماد_به_نفس است

وصبوری در راه #خدا_ایمان است.

اندیشیدن به گذشته #اندوه،

و اندیشیدن به آینده #هراس می آورد؛

به حال بیاندیش تا لذت را به ارمغان آورد.

در جستجوی قلب زیبا باش نه صورت زیبا؛


زیرا هر آنچه زیباست، 

همیشه خوب نمی‌ماند؛

اما آنچه خوب است، همیشه زیباست.

  • دلسپرده





از یخ پرسیدن که چرا اینقدر سردی ؟

یخ جواب خوبی داد

گفت: من که اوّلم آب و آخرم آب؛

پس "گرمی" را با من چه کار؟


حال اِی انسان؛

اوّلت "خاک" و آخَرت هم "خاک"

پس این همه غرور از کجا!👌🏻



  • دلسپرده


مقایسه نرخ درآمد و خرج در زمان شاه و بعد از انقلاب*❓❓❓❗❗


آیا میدانید زمان شاه با توجه به قدرت خرید و پایین بودن سطح درامدها کالاها بمراتب گرانتر از بعدازانقلاب بود ؟ 


علت اینکه جوانانیکه زمان شاه راندیده‌اند گمان میکنند ارزانی بوده اینستکه قدیمیها نرخهای زمان شاه را برای جوانان بیان میکنند ولی از درامدهای آنزمان صحبت نمیکنند تا جوانان با مقایسه‌ی اینزمان با زمان شاه با یک محاسبه‌ی ساده متوجه شوند که چه زمانی قدرت خرید مردم بالاتر بوده‌است


حالا جهت اطلاع جوانان به چند نمونه اشاره میکنم:


سال ۴۹ که  پیکان ۱۸ هزارتومان بود حقوق یک کارمند که درماه ۲۰۰ تک تومانی یعنی دو هزار ریال بود اگر میخواست پیکان بخرد بایدحقوق ۹۰ ماه یعنی ۷ سال و نیمش را پرداخت میکرد و یا یک معلم که حقوقش ۵۰۰ تک تومانی بود باید حقوق ۳۶ ماهش رابابت خرید  پیکان که نه کولر داشت نه هیدرولیک بود و نه ترمزش ضد قفل بود پرداخت میکرد درحالیکه اگر کارمندیکه امروزه حقوقش حداقل ۱ و نیم  میلیون تومان باشد بخواهد  پراید بخرد با پرداخت ۱۳ ماه ونیم  حقوقش صاحب  پراید میشود .

سال ۱۳۵۰  دلار آزاد  امریکا ۱۰۵ ریال فروخته میشد کارمندیکه حقوق ماهیانه‌اش  ۲۰۰ تک تومانی بود میتوانست با حقوقش تقریباً ۲۰ دلار بخرد درحالیکه کارمندی که امروزه حداقل ۱ و نیم  میلیون تومان در ماه حقوق میگیرد میتواند با حقوقش ۴۰۰دلار خریداری کند . در همان سالِ ۵۰ دستمزد روزانه‌ی یک کارگر در شهری مثل فردوس در خراسان جنوبی ۲۵ تا ۳۰ ریال بود یعنی یک کارگر سه روز و نیم که  کار میکرد میتوانست یک دلار بخرد درحالیکه امروزه که مزد کارگر در همین فردوس بین ۳۵ تا ۴۰ هزارتومانست یک کارگر با مزد روزانه‌اش قادرست ۱۰ دلار خریداری کند.

زمان شاه یک حلب ۴ و نیم کیلویی روغن نباتی ۲۹ تک تومانی قیمت داشت و کارگری که مزد روزانه اش درسال ۵۴ ۶۰ ریال بود تقریبا مزد ۵ روزش را میبایست بابت یک حلب روغن ۴ و نیم کیلویی پرداخت میکرد درحالیکه امروزه که همان روغن ۲۳ هزار تومان فروخته میشود یک کارگر با کمتر از مزد یکروزش یک حلب روغن میخرد و با مزد ۵ روزش قادرست ۷ و نیم حلب روغن خریداری کند .

سال ۵۴ مرغ منجمد کیلویی ۱۰۵ ریال فروخته میشد و مزد کارگر در همین فردوس ۶۰ تا ۷۰ ریال بود یعنی اگر یک کارگر تمام مزد روزش را میپرداخت نهایتاً ۶۷۰ گرم مرغ خریداری میکرد در حالیکه امروزه یک کارگر با مزد روزانه‌اش حداقل ۵ کیلو مرغ میخرد.

سال ۵۴ قیمت یک موتور یاماها ۱۰۰ خارجی ۵۶۰۰ تومان بود و کارمندی که حقوقش ۵۰۰ تک تومانی بود میخواست  موتور بخرد میبایست تقریبا حقوق یکسالش را پرداخت میکرد و اگر یک کارگر با مزد ۶ تک تومانیش میخواست موتور بخرد میبایست مزد۹۳۴  روز یعنی ۲ سال و نیمش را پرداخت میکرد درحالیکه امروزه یک کارمند با یک ماه و نیم  حقوق ۲ میلیونیش و یا یک کارگر با مزد ۹۰ روزش یعنی کمتر از یک دهم زمان شاه صاحب یکدستگاه موتور سیکلت شود.نان سنگک درزمان شاه ۵ ریال بود و کارگری که در روز ۶ تک تومانی مزد میگرفت میتوانست ۱۲  نان سنگک بخرد ولی امروزه یک کارگر بامزد ۳۵ هزارتومانیش قادرست  ۵۴ عدد نان سنگک بخرد.

در طول ۵۲ سال حکومت پهلوی  کل شهر فردوس ۳۲۰ شماره تلفن هندلیِ غیر خودکارداشت و بجز دوبخش سرایان و بشرویه که هرکدام ۳ یا ۴ خط تلفن هندلی داشتند غیر از یک روستا که فقط یک خط تلفن هندلی داشت هیچ روستای دیگری  تلفن نداشت  و در کل روستاهای استان خراسانِ بزرگ فقط ۳۱ روستا دارای یک خط تلفن برای تماس عموم بودند در حالیکه از ابتدای انقلاب تا سال ۶۴ یعنی در عرض ۶ سال همین فردوس به برکت انقلاب اسلامی دارای ۲ هزار شماره تلفن خودکار گردید و در سال ۷۴ بالغ بر۹۵ درصد روستاهای فردوس دارای تلفن خودکار خانگی شدند. کل شهر مشهد در۵۲ سال حکومت  پهلوی  ۴۱۰۰۰ شماره تلفن داشت  که درسال ۷۴ یعنی در عرض ۱۶ سال ۱۹۴۰۰۰ شماره‌ی جدید بمردم واگذار شد .درزمان شاه از برق سراسری و آب لوله کشی و راه آسفالته در روستاها خبری نبود .درزمان شاه کل ایران فقط یک شبکه‌ی تلویزیونی داشت که آنهم ساعت ۴ بعد از ظهر روشن و ۱۱ و نیم شب خاموش میشد.درزمان شاه دانشگاه فقط در مراکز استانها بود و در هیچ شهر کوچکی دانشگاه وجود نداشت.درزمان شاه اگر رژیم می فهمید فکر اختراع و نو آوری در سر جوانی وجود دارد سر به نیست میشد و دختران حق نداشتند با حجاب وارد مدارس شوند و خیلی از دختران بهمین دلیل از تحصیل محروم گردیدند .زمان شاه امریکا بقدری بر ایران تسلط داشت که مادر شاه در خاطراتش میگوید:

روزی پسرم محمدرضا بمن گفت که مرده‌شور این سلطنت را ببرد که امریکاییها هواپیماهای جنگی ما را برده‌اند ویتنام و از من که شاه مملکت هستم اجازه هم نگرفته‌اند. و یا زمانی که شاه میخواست نخست وزیرش علی امینی  را  عوض کند ۴۵ روز در امریکا اقامت گرد تا بتواند اجازه تعویض نخست وزیرش‌ را از آمریکا بگیرد .

  • دلسپرده